كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
21
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قالُوا ادْعُ لَنا گفتند بخوان و سؤال كن اى موسى از براى ما رَبَّكَ پروردگار خود را يُبَيِّنْ لَنا تا بيان كند براى ما ما هِيَ كه آن گاو را صفت چيست و سال او چندست سؤال به ماهيت جهت آن بود كه هرگز چنين چيزى نهديده و شنيده بودند كه از انواع به قراين صورت صادر تواند شد پس او را جاى مجراى چيزى داشتند كه گويا حقيقت آن ايشان را معلوم نيست كه فى نفس الامر سؤال از ماهيت نبود بلكه از سن و سال و صفات او مىپرسيدند لا جرم در جواب ايشان قالَ گفت موسى إِنَّهُ به درستى كه خداى تعالى يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ مىگويد كه آن گاو گاوى است كه لا فارِضٌ نه پير كه از كار افتاده وَ لا بِكْرٌ و نه جوان و نارسيده عَوانٌ ميانه است بَيْنَ ذلِكَ ميان آنچه مذكور شد از پيرى و جوانى فَافْعَلُوا پس بكنيد ما تُؤْمَرُونَ آنچه فرموده شديد شما قالُوا گفتند بار ديگر ادْعُ لَنا رَبَّكَ بخوان از براى ما پروردگار خود را يُبَيِّنْ لَنا تا پيدا و هويدا سازد از براى ما كه ما لَوْنُها چيست رنگ آن بقره قالَ إِنَّهُ يَقُولُ گفت موسى كه خدا مىگويد إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ آن گاوى است زرد فاقِعٌ لَوْنُها در غايت زردى ، رنگ او تَسُرُّ النَّاظِرِينَ و آن گاو شاد مىگرداند و مسرور مىسازد از رنگ خود نظركنندگان را بوى قالُوا ادْعُ لَنا ديگر بار گفتند بخوان از بهر ما رَبَّكَ خداوند خود را يُبَيِّنْ لَنا تا آشكارا كند براى ما ما هِيَ كه آن چه گاويست كاركننده است يا در صحرا چرنده إِنَّ الْبَقَرَ به درستى كه گاوان تَشابَهَ عَلَيْنا متشابه شدهاند بر ما چه ميانه سال و زردرنگ بسياراند وَ إِنَّا و به درستى كه ما إِنْ شاءَ اللَّهُ اگر خدا خواهد لَمُهْتَدُونَ از جمله راهيافتگان باشيم بدين گاو و از حضرت رسالتپناه عليه صلوات اللّه منقول است كه اگر بنى اسرائيل ان شاء اللّه نگفتندى هرگز آن گاو را نهيافتندى قالَ إِنَّهُ يَقُولُ گفت موسى كه مىگويد خدا إِنَّها بَقَرَةٌ آن گاويست لا ذَلُولٌ نه رام كرده و نرم كرده شده به حكم زرع تُثِيرُ الْأَرْضَ بشوراند زمين را وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ و نه گاوى است كه آب دهد كشت را يعنى آب بركشد براى زراعت مُسَلَّمَةٌ دست بازداشته شده است از همه كارها و بسر خود چرا مىكند يا بىعيبست و تمام خلقت لا شِيَةَ نيست هيچ رنگى كه مخالف رنگ زرد وى باشد فِيها در ان چون بنى اسرائيل اين نشانها شنيدند قالُوا الْآنَ گفتند اكنون كه اين صفتها بيان كردى جِئْتَ بِالْحَقِّ آوردى راستى را و صفت تمام روشن باز گفتى و آن گاو مذهبة نام داشت و بدست جوانى بود پرهيزگارى كه خدمت مادر كردى القصه بنى اسرائيل بخريدند آن گاو را بهآنكه پوست او را پرزر كنند فَذَبَحُوها پس بكشتند آن را و نكته در كشتن آن سرزنش گوسالهپرستان بود بديشان نمود كه آنچه شما پرستيدهايد قابل ذبح است نه لائق عبادت و مدح القصه او را ذبح كردند وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ و نمىخواستند كه بكشند اين گاو را بسبب گرانى بهاى آن